ورود به سایت ثبت نام در سایت فراموشی کلمه عبور
نام کاربری در این سایت می تواند هم فارسی باشد و هم انگلیسی





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





+ پاسخ به موضوع
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2017/09/11
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    4,254
    135
    ناظم سایت

    آنچه را که از استارتاپ ها نمی دانید؟!




    نقطه شروع اشتباه از اینجا است: در جامعه و دولت اینگونه تعبیر می شود، چون آمار بیکاری بالا است، جوان ها به سمت کارآفرینی (بخوانید خود اشتغالی و اشتغال زایی ) سوق داده شوند ولی کارآفرینی با اشتغال زایی تفاوت ریشه ایی دارد و همچنین بنیاد kauffman و مرکز کارآفرینی دانشگاه MIT هم در جدول مقاله ” داستانی از دو کارآفرین ” تفاوت های کلی را بیان کرده اند. کارآفرینان معمولا به دنبال نیاز هایی دیگر برای بودن در محیط های کارآفرینانه هستند و فراتر از اشتغال و درآمد فکر می کنند. به بهانه یک ساله شدن ایونت سنتر به دنبال نوشتن مطلبی از تجربیاتم بودم که نوشته آقای محمود رضا فرهادی را دیدم که کاملا کافی و لازم در این باره نوشته اند و من با کمی تخلیص آن را باز نشر می کنم. میثم زرگر پور هم مطلب ” وقتِ دل به دریا زدن ” را در همین راستا نوشته است.

    الان زمان مناسبی برای راه اندازی استارت آپ نیست!

    راه اندازی یک کسب و کار و استارتاپ موفق که خودمون مدیر و مسوولش باشیم جذاب و دوست داشتنی هست. زمانی که به خوشمزگی ها و هیجاناتش فکر می کنیم اصلا دوست نداریم مشکلات و دغدغه های سختش رو ببینیم. برای همین معمولا پیچیدگی های کار رو در حین کار لمس می کنیم، زمانی که دیگه زمان برای بازگشت نیست! موفقیت یک استارتاپ بیشتر از اینکه به خاطر ایده خوب و تک و جذاب باشه، مدیون توانایی ما در گذر از سختی هاش هست! برای همین کاملا منطقی هست که منطقی باشیم! وضعیت و شرایط فعلی خودمون رو بسنجیم و اگر جور نیست اصراری نداشته باشیم که حتما در همین زمان، با همین شرایط دست به راه اندازی کسب و کار استارتاپی بزنیم.

    1- پول داشتن بی معناست!

    وقتی شروع به راه اندازی یک استارتاپ می کنید یا بخشی از تیم می شوید، هیچ پولی وجود ندارد! قرار هم نیست وجود داشته باشد. در استارتاپ فرض این هست که اگر هم پولی هست، قرار نیست به راحتی و آسودگی خرج بشه. قراره با کمترین میزان درآمد و هزینه، بهترین خروجی رو بگیریم. خب اولین جایی که صرفه جوبی شروع میشه هم قاعدتا دریافتی افراد تیم هست! استارتاپ ها در این بخش دو مشکل دارند. اول احتمال اینکه این استارتاپ موفق نشود کم نیست، شاید هم زیاد باشه! دوم اینکه تا زمان جذب سرمایه گذار، که معمولا زمان خیلی مشخصی هم نداره، از جیب باید خرج کنی! اگر در این مدت امکان تحمل ندارید (به هر دلیلی) بهتر هست خودتون رو وارد ریسک شروع کار نکنید تا زمانی که حداقل سرمایه اولیه برای ریسک کردن را بدست بیارید.

    2- سمت خاصی ندارید!

    لطفا تصور نکنید همین الان مدیر شرکت شده اید! این یکی از مضرترین پیش فرض هاست و بعد از مدتی افسردگی ایجاد می کنه! اگر به دنبال موقعیت و جایگاه جدی هستید باید بعد از اینکه استارتاپ شما موفق به جذب سرمایه شد یا فعالیت موفقی در اجرا داشت، به دنبالش باشید یا اینکه یکراست جایی با عنوان و سمت خوبی استخدام شوید!


    3- استارتاپ ها موفق نمی شوند!

    ناراحت نشید ولی پیش فرض عدم موفقیت استارتاپ هست. به همین دلیل ریسک راه اندازی آنها معمولا بالاست و همه اتفاق هایی که در کنار راه اندازی استارتاپ ها می افته مثل شتابدهنده ها و VC ها و غیره، برای کاهش بار ریسک بر روی صاحب ایده هست. سال ۲۰۱۲ گزارشی در Wall Street Journal منتشر شد که اعلام کرده بود در حدود سه چهارم پروژه های استارتاپی شکست می خورند. این عدد از روی ۲۰۰۰ استارتاپ ای بدست اومده که در حدود ۱ میلیون دلار هم سرمایه جذب کرده اند. در نظر بگیرید که این درصد شکست برای تیم و پروژه ای که هنوز سرمایه ای جذب نکرده چقدر بیشتر هم خواهد بود.
    با این وصف شما باید توانایی ریسک کردن در این بازار را داشته باشید. توانایی ریسک کردن به عوامل مختلفی بستگی داره ولی میتونیم به صورت کلی به دو دسته مالی و شخصیتی تقسیم کنیم.

    4- سخت کوشی و سخت کاری

    اینکه باید برای موفقیت زحمت کشید که پیش فرض همه کارها هست چه کارمند باشی چه کارآفرین. با راه اندازی استارتاپ شما در واقع وارد مسابقه سختی شدید. علاوه بر اینکه با خودتون مسابقه می دهید که زودتر شیرینی موفقیت کسب و کار رو بچشید، با رقبای جدی و حتی پولدار هم وارد مسابقه شده اید، با میزان محدود ورودی مالی هم مسابقه می دهید. با زمان هم مسابقه می دهید. فرصت برای جذب سرمایه هم همیشه کم هست. معمولا باید توانایی گذشت از خود رو به راحتی داشته باشید. اگر نگرانی سلامتی قلب و چاقی و .. دارید، با روح اولیه راه اندازی استارتاپ منافات دارید! باید بتونید در مدت مسابقه برای بدست آوردن چیزی که نمیدونید بدست میاد یا نه، روزی حداقل ۱۲ ساعت با فشار و پرانرژی کار کنید.

    5- مسئولیت های زیاد

    علاوه بر فشردگی و زیادی کار، استارتاپ افراد مسئولیت پذیر میخواد. برخی افراد دوست دارن کار مشخص و تعریف شده داشته باشن و صبح که سر کار میان، از قبل بدونن چه کاری رو باید شروع کنن. برخی افراد هم دوست دارن همه نوع کار انجام بدن و در نقش های زیادی ظاهر بشن. تعداد افرادی که باهم یک استارتاپ رو شروع می کنن معمولا زیاد نیست. به همین دلیل باید توانایی فعالیت در نقش های مختلف رو داشته باشید. اگر از گروه اول هستید اصلا نباید انتظار داشته باشید وارد تیم شوید و فقط یک نوع فعالیت رو بر عهده بگیرید. گروه دوم آمادگی اولیه رو دارن ولی باید این نکته بسیار مهم رو هم در نظر داشته باشن که باید مسولیت همه کارهایی که انجام میدن رو هم بر عهده بگیرن.

    6- تغییرات زیاد و سریع

    استارتاپ ها معمولا یک فاکتور جذاب دارن. اینکه هیچ وقت فرآیند دقیق و کار مشخصی ندارن. هر روز به دلایل و فاکتورهای مختلف ممکن هست تغییراتی در نحوه پیاده سازی کار، نحوه مدیریت، نحوه هزینه کرد، نحوه ورود به بازار، مدل اجرایی و مدل کار تغییراتی داشته باشید.

    تصور کنید به هر دلیلی، سرمایه گذار بخشی از هزینه ها رو پرداخت نکنه. فرض کنید یک رقیب خیلی جدی با سرمایه زیاد شروع به راه اندازی هیمن پروژه شما کنه و خیلی عوامل دیگه که به راحتی ممکن هست در موفقیت شما تاثیرگذار باشه. باید توانایی تغییر سریع رو در همه افراد گروه بوجود بیاورید.

    7- استارتاپ نظم نمی پذیرد

    اگر آدم منظمی هستید و همیشه باید همه چیز سرجای خودش باشه، احتمالا آدم موفقی در راه اندازی استارتاپ نخواهید بود! روزی که فرصت داشته باشید همه چیز را جای خودش قرار بدین احتمالا کار مهمتری نداشتید! البته می دونید که منظور این نیست که شلخته باشید!
    استارتاپ ها معمولا به دلیل تکثر و تنوع کارها دچار بهم ریختگی هستند. این رفتار عمدی نیست. بیشتر به دلیل کمبود منابع، تمرکز افراد بر روی فعالیت های اولویت بندی شده و نگرانی های مختلف در حین کار، برای اکثر استارتاپ ها بوجود میاد.

    8- همچنان آقا بالاسر دارید!

    یکی از دلایل مهمی که خیلی از افراد علاقه به شروع استارتاپ خودشون رو دارند این جمله هست: آقا بالا سر ندارم! همین استارتاپ ها هم بالاخره مدیر پروژه، مدیر فنی، مدیر عامل، سرمایه گذار، هیئت مدیره و …. خواهند داشت! همه اینها هم هر کدوم به دلایلی به دنبال اجرای وظایف محوله بهشون هستند. به همین دلیل مجددا بعد از مدتی وارد روالی خواهید شد که مورد سنجش و ارزیابی و سوال قرار خواهید گرفت.

    9- نهایتا باید شرکت داری کنید

    افرادی که در راه اندازی استارتاپ درگیر هستند، چه تجربه قبلی داشته باشند چه نداشته باشند، چه توانایی فنی داشته باشند چه مذاکره و بازاریابی، در واقعیت در حال کارآفرینی هستند. ممکن هست در کوتاهترین زمان ممکن نیاز به استخدام داشته باشید. این بدین معنی هست که شما در حال راه اندازی شرکتی هستید که مسئولیت تعدادی از افراد را بر عهده خواهید گرفت. به همین دلیل باید هم از لحاظ ذهنی و هم از لحاظ علمی توانایی خودتون رو در این زمینه به سرعت افزایش دهید. دیگه قرار نیست فقط برای خودتون کار کنید. اینبار شما مسئول دیگران هم هستید و مشکلات و دغدغه های اونها رو هم باید برطرف کنید.

    نتیجه گیری

    هرچند شما هم مثل من و خیلی از اطرافیانمون دوست داریم یک کسب و کار خوب و موفق برای خودمون داشته باشیم، باید بپذیریم که این کار هم مثل کارهای دیگه، نیاز به یک سری خصوصیت ها و پیش فرض ها هست. باید قبل از راه اندازی و برعهده گرفتن مسئولیت تیم، آمادگی های لازم رو کسب کنیم و شکست های خود خواسته رو از خودمون دور کنیم.
    اگر بتونیم این پیش فرض ها رو تا حد خوبی مرتفع کنیم حتما توانایی موفق کردن یک استارتاپ رو خواهیم داشت و به زودی مزه شیرین موفقیت رو خواهیم چشید.

    منبع: mrfarhadi.com

    https://isfahanplus.ir/%d8%a2%d9%86%...c%d8%af%d8%9f/
    ویرایش توسط SARA : 2017/12/07 در ساعت 21:55
+ پاسخ به موضوع
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

مجوز های ارسال و ویرایش